چهاردهم فروردین ۱۳۴۶، روزی که ساواک بار دیگر به سراغ مبارز نستوه آمد و او را روانه زندان نظامیان مشهد کرد، زندانی که این بار نه تنها سلول، که خاطراتی ماندگار از دلتنگیهای خانوادگی و کشمکشهای اخلاقی را در دل داشت.
به گزارش خبرگزاری مهر، در تقویم حیات سیاسی رهبر شهید انقلاب اسلامی، ۱۴ فروردین ۱۳۴۶، موسم سومین دستگیری وی به دست ساواک قلمداد میشود. این دستگیری ریشه در فعالیتهایی داشت که آن بزرگ درپی بازگشت به شهر مشهد در سال ۱۳۴۳ کلید زده و منجر به بیداری اجتماعی و سیاسی شده بود. روزنامه جوان در گزارشی مفصل، بر اساس منقولات حضرت آیتاللهالعظمی شهید سید علی خامنهای، این رویداد را مورد بازخوانی تحلیلی قرار داده است.

از ترجمه کتاب سیدقطب تا حمله ساواک به چاپخانه
رهبر شهید انقلاب اسلامی درپی شدت یافتن بیماری پدر و نیاز وی به کمک و پرستاری، از ادامه حضور در قم بازماند و به زادگاه خویش بازگشت. حضور مجدد وی در مشهد، به پایهگذاری فعالیتهای روشنگری انجامید که در نهایت حساسیت ساواک را برانگیخت. ارتباط آگاهبخش با طلاب و دانشجویان، ترجمه اثری از سید قطب و پایهگذاری مؤسسه انتشاراتی «سپیده» در زمره این اقدامات بود که نخستین کتاب وی را با حمله ساواک و مصادره نسخهها مواجه کرد.
تشکیلات ۱۱ نفره لو رفته است؛ تصمیم به اختفا
آیتالله خامنهای به هنگام حضور در تهران، از سوی آیتالله هاشمی رفسنجانی از لو رفتن گروه ۱۱ نفرهای که در قم پایه نهاده بودند (و بعدها به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تبدیل شد) مطلع شد. در دیداری در خیابان ایران، با حضور آقایان ابراهیم امینی و قدوسی، تصمیم بر اختفای اعضای گروه گرفته شد، چراکه همه نامها لو رفته بود و خطر دستگیری جدی مینمود. با این حال، رهبر شهید به مشهد بازگشت و با وجود حضور عناصر ساواک در بیوت مراجع، از موضع تخطئه، سکوت علما را به چالش کشید و آنها را به موضعگیری قاطعانه ترغیب کرد که موبه مو به ساواک منتقل شد.
در زندان محکومان نظامی مشهد؛ کاخ سفیدی که قفس بود
دستگیری نهایی در ۱۴ فروردین ۱۳۴۶، پس از تشییع حاجشیخ مجتبی قزوینی رخ داد. مأموران، وی و برادرش را محاصره کرده و روانه بازداشتگاهی نظامی در پادگانی در مشهد کردند. این زندان که به «کاخ سفید» شهرت داشت، سلولهای انفرادی خالی از هرگونه امکانات داشت که به قفس شباهت داشت، در حالی که افسران محکوم از رفاه نسبی برخوردار بودند.
نظامیان محکوم به یک زندانی سیاسی اقتدا کردند؛ خشم افسر مسئول
در نخستین روزهای زندان و همزمان با ماه محرم، زندانیان نظامی استقبالی کمنظیر از حضور یک روحانی سیاسی در میان خود کردند و او را به امامت جماعت و وعظ برگزیدند. اما افسر مسئول زندان، دیدن سربازانی که به جای سلام نظامی، پشت سر یک زندانی سیاسی نماز میخواندند را برنتافت و برپایی این جلسات را ممنوع کرد که خود به همدلی بیشتر نظامیان با او انجامید.
مصطفی، حیرتزده به من نگریست و گریه کرد؛ دلآزردگی تا چند روز
از تأثیرگذارترین خاطرات این دوره، دیدار با سیدمصطفی، فرزند دوسالهای بود که پس از مدتها دوری، پدر را نشناخت. رهبر شهید روایت کرده است: «کودک با چهرهای گرفته و حیرتزده به من نگریست و زیر گریه زد! نتوانستم او را آرام کنم. این امر بهقدری مرا متأثر ساخت که تا چند روز بعد نیز دلآزرده بودم.»
یادداشتهای ناتمامی که امروز مغتنم است
در سومین زندان، نگارش یادداشتهای روزانه آغاز شد، اما خستگی و دلزدگی ناشی از سلول کوچک و تاریک، آن را نیمهتمام رها کرد و آخرین جمله، این بود: «در اینجا نوشتن را متوقف میکنم، چون چه فایدهای میتواند داشته باشد؟!» اما امروز که به آنها مراجعه میکند، از ادامه ندادن آنها تأسف میخورد و آنها را تصویری از وضع اخلاقی نظامیان و بدرفتاری افسران با سربازان میداند.
- رویدادهای کلیدی این دستگیری: ترجمه کتاب سیدقطب، حمله ساواک به چاپخانه، لو رفتن گروه ۱۱ نفره، دیدار با فرزند در زندان
- دستاوردهای معنوی: همدلی با نظامیان زندانی، نگارش یادداشتهای روزانه، ترجمه بخشی از کتاب اسلام و مشکلات الحضاره

آرزو سمیعی، یکی از روزنامهنگاران پرشور و متعهد مجله خبری است که با نگاهی دقیق و تیزبین، به پوشش مسائل اجتماعی و فرهنگی میپردازد. او با تخصص در حوزههایی مانند حقوق زنان، محیط زیست و آموزش، همواره در تلاش برای آگاهیبخشی و ایجاد تغییرات مثبت در جامعه است.